فرستنده :
♥ســاميــه♥
چهارشنبه 27/2/91
زندگی باید کرد،گاه با یک گل سرخ،گاه با یک دل تنگ،
گاه باید رویید در پس این باران،گاه باید خندید بر غمی بی پایان...
لحظه هایت بی غم...
فرستنده :
♥ســاميــه♥
يكشنبه 28/12/90
دوست بدار :
آن هایی را که در زندگیت نقشی داشته اند …
نه آن هایی که برایت نقـش بازی کرده اند … !
سلام وب قشنگي داري عزيزم موفق باشي.
فرستنده :
نـــياز
پنج شنبه 27/11/90
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند
هرچند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار زداغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید...او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت
توفان طعنه خنده ما را ز لب نشست
کوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم
ماییم... ما که طعنه زاهد شنیده ایم
ماییم... ما که جامه ی تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین هادیان راه حقیقت ندیده ایم!
آن آتشی که در دل ما شعله می کشید
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره ی رسوا! نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما