سفارش تبلیغ
صبا

آفتاب عمر

دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفت
ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبح دم نشد فلق
چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مهت جانا پرده بر گشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند
که دل به مهرت پایبند

به طره ات جان پیوند
قسم به زند و پازند
به جانم آتش افکند

خراب رویت یک چند
بیا نگارا جمال خود بنما
ز رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین
بنشسته چو من
دل خون بس ز غم
یاری غنچه دهن
گل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنان
هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مه رویان شکوه گر سازی
به ششدر محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خود بازی
همچون سالک دست خود بازی


[ شنبه 97/4/23 ] [ 7:52 عصر ] [ رسول ]

تو


صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تو

دریا دریا گذشته ام در طوفان از پی تو

دست از دنیا کشیده ام بی سامان از پی تو

از من از ما رهیده ام دست افشان از پی تو


گیسوی تو دام بلا

ابروی تو تیغ فنا

در دست دوای دل

روی تو بهشت برین

موی تو بنفشه ترین

زنجیر پای دل


دنیا دنیا گشته ام به بوی تو

پنهان پیدا گر به گفت و گوی تو

هر سو هر جا روی من به سوی تو

دردا دردا کی رسم به بوی تو ؟


دستم بر دامن تو

بوی پیراهن تو

سوی چشم عاشقان

یاس و سوسن شکفد

دامن دامن شکفد

با یادت ز باغ جان


دیگر افتاده ام از پا دراین صحرا

در راهم صخره و خارا خارا خارا

چون کشتی در دل طوفان یارا یارا

دریاب ای ساحل دریا ما را ما را


شب و سحر به نام تو ترانه می خوانم

به شوق یک سلام تو همیشه می مانم


صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تو

دریا دریا گذشته ام در طوفان از پی تو

دست از دنیا کشیده ام بی سامان از پی تو

از من از ما رهیده ام دست افشان از پی تو

یارا یارا ...





[ سه شنبه 96/12/8 ] [ 8:58 صبح ] [ رسول ]

محرم

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد می‌گریند. دکتر علی شریعتی

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی

 


اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی

 

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

 

از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .دکتر علی شریعتی

 

از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی

 

این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی

 

حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند . دکتر علی شریعتی

 

حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی

 

مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ... دکتر علی شریعتی

 

امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید - حاکم مدینه - که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی

 

فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی

 

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - که به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی

 

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند. دکتر علی شریعتی

 

"آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی

 

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟

دکتر علی شریعتی

ادامه مطلب...

[ جمعه 96/6/31 ] [ 12:46 عصر ] [ رسول ]

برقص

اگه قلبت گله کرد

گله از فاصله کرد

اگه تنها موندی تا

طلوع خورشید

اگه باورات کم اند

اگه آینه هات غم اند

اگه هیشکی حرف چشماتو نفهمید

اگه غم داشتی یه روز

اگه کم داشتی هنوز

اگه دیدی دنیا خنده هاتو دزدید

اگه حس کردی خدا

نیست حواسش به شما

اگه روزگار به ساز تو نرقصید

برقص من باتو بیدارم نترس

تنهات نمیزارم

بمون

از عشق و با من بخون

برقص من باتو بیدارم نترس

تنهات نمیزارم

بمون

از عشق و با من بخون.
.

برقص

نترس

.بمون

بخون.
.
.

اگه سایه ات دشمنه

به دلت چنگ میزنه

اگه از غریب و از خودی

فراریی

اگه دوری خسته ای

آینه ی شکسته ای

اگه بی دلیل یه حس مرده داری

می بینی که پیر شدی

تو خودت اسیر شدی

اگه باور کردی تنهایی غریبی


اگه زخمات کهنه شد


باورات برهنه شد


اگه حس کردی دیگه


غرق فریبی

برقص
نترس
بمون
بخون
.
برقص من باتو بیدارم نترس
تنهات نمیزارم
بمون
از عشق و با من بخون

پس برقص من باتو بیدارم نترس
تنهات نمیزارم
بمون
از عشق و با من بخون


[ دوشنبه 95/8/10 ] [ 11:6 عصر ] [ رسول ]

متن آهنگ چنگیز محسن چاوشی

چه کردی با خودت چاووش خونه خاک بی زائر
چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابر
مؤذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
چه کردی با خودت آوازِ خونه شهر بی شاعر
چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه
خراسون از چه میناله فقط چنگیز میدونه
عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه
مؤذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن
گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن
وجودم عاش و لاشِ انفجار های دما دم شد
پس از تو روی من بمبای خثی هم عمل کردند

نگا کن من همون کوهم که روزی پر پرم کردی
دل آتش زبونم کو چرا خاکسترم کردی
نگا کن این همون کوهه که آخر پر پرش کردی
چرا خاکسترش کردی چرا خاکسترش کردی
گمونم واژه ها مغز منو میدون مین کردن
نگو تو جمجمم افراد استالین کمین کردن
حلالم کن تو ای پای جنون سربه دار من
که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من
حلالم کن تو ای پای جنون سربه دار من
که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من

 

ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 95/5/21 ] [ 12:11 عصر ] [ رسول ]